۰۸ آذر ۱۳۸۹


روز پنجشنبه 18 آذر ماه از طرف انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران یک کارگاه آموزشی  برگزار می شود که طی آن من و دوست عزیزم جلال سپهر مطالبی را در زمینه طراحی و ساخت دکور صحنه در عکاسی تبلیغاتی عنوان خواهیم کرد .
محتوی این کارگاه مشتمل بر تجربیاتی شخصی است که طی همکاری 10ساله ما در استودیو فانوس رقم خورده است . فضا سازی و شرح فعالیتهای انجام شده در پشت صحنه ، محور مباحث جلسه خواهد بود .

از عموم عزیزانی که علاقمند به این موضوع هستند دعوت می کنم تا در این جلسه آموزشی شرکت نمایند .
جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک فرمائید .

 

 

sabzan_88_00352.jpg

 

فرمت: دیجیتال مدیوم فرمت

تاریخ عکسبرداری: زمستان 1387

سفارش دهنده: شرکت سبز ایران

 

 

_MG_4898.jpg

۱۷ آبان ۱۳۸۹


واقعاً که عکس مدیای عجیبی است ....
وقتی در شاخه های مختلف عکاسی کنکاش می کنیم ، در می یابیم که آنها با هم تفاوتهای ریشه ایی دارند در حالیکه محصول نهایی همه آنها ،عکس است و این بدین معناست که مشترکات زیادی نیز بین آنها وجود دارد .
از زمانیکه فعالیتم رو در ژانر عکاسی هنری آغاز کرده ام دو سالی می گذرد که ما حصل آن ، نمایشگاهی است که روزجمعه 21 آبان در گالری راه ابریشم افتتاح می شود .
شوق آن را دارم که تمرکزم بر روی این شاخه از عکاسی تداوم یابد لذا از حضور سبز شما و شنیدن نظرات مفید و ارزشمندتان سپاسگزار و خرسند خواهم شد .

 

 

Dariush_kiani3_1.jpg

 


عنوان مجموعه : مربع سکوت
تعدادآثار : 15 عدد
تکنیک : سیاه و سفید
ابعاد :  m(1×1)
افتتاحیه : جمعه 21 آبان 1389   ساعت 4 الی 8 بعدازظهر
بازدید : از 22 آبان تا 2 آذر  1389    از ساعت 11 الی 19 (پنج شنبه ها  17 تا 20)
مکان : گالری راه ابریشم ، واقع در تهران ، خیابان شهید لواسانی (فرمانیه ) ، جنب فروشگاه شهروند ، شماره 103
www.silkroadphoto.com

۰۸ آبان ۱۳۸۹

(( اول بگم چه خوب شد که من مطبوعاتی نشدم چون خبری رو که باید دو هفته پیش اعلام می کردم امروز دارم میگذارم روی وب ..... ولی به هر حال فکر می کنم خواندن خلاصه ای از سرنوشت فارغ التحصیلان قدیمی رشته عکاسی برای بسیاری از دانشجویان فعلی این رشته خالی از لطف نباشد. ))


گردهمایی فارغ التحصیلان اولین دوره  رشته عکاسی دانشگاه آزاد یعنی ورودی های سال 1372 روز جمعه 23مهر ماه 1389 از ساعت 16 الی 19 در استودیوی جدید من واقع در تهران، ده ونک برگزار شد.
هدف از این گردهمایی تازه شدن دیدارها بود که با مرور سرگذشت هریک از دوستان در طی 13 سالی که از فارغ التحصیلی ما می گذرد همراه بود.
جالب اینجاست که مطلع شدیم از بین 76 نفری که در دوره ی ما فارغ التحصیل شدند، عده ی قابل توجهی (آمار دقیق ندارم) اکنون در خارج از کشور زندگی می کنند.
 و اما درمهر ماه 1372 تعداد دانشجویانی که قبول شده بودند و ثبت نام کرده بودند به 100 نفر می رسیدند که از این تعداد 28 نفر پسر و بقیه دختر بودند. از میان این تعداد 24 نفر در پایان ترم اول انصراف دادند که 23 نفر از آنها دختر و یک نفر پسر بود. دلایل این انصراف ها متفاوت بود اما ظاهرا تغییر رشته بیشترین علت را به خود اختصاص داده بود.
دانشکده هنر و معماری که در تقاطع چهار راه ولیغصر و انقلاب واقع شده بود و هنوز هم هست، ساختمانی قدیمی داشت.
و حال وهوای خاصی برآن حاکم بود. یا دست کم برای رشته های هنری ساختمان مناسبی بود.
فضاهای زیادی برای اجتماعات چند نفری داشت که باعث می شد دانشجویان،  دور هم جمع شوند واز هر دری سخنی بگویند. الان که فکرش را می کنم می بینم چیزهایی که در حیاط و بوفه و راهروهای دانشگاه از یکدیگر یاد گرفتیم خیلی بیشتر از نکاتی بود که سر کلاس ها دستگیرمان می شد.
البته اساتید زحمات زیاد می کشیدند ولی واقعیت این است که آموزش هنر با شیوه های آکادمیک چندان امکان پذیر نیست وسر کلاس در بهترین حالت فقط می توان تکنیک را آموزش داد و کمی هم در جهت افضایش "آگاهی"، دانشجویان را راهنمایی کرد و در واقع برای جوینده،  چندان معلوم نیست که شناخت هنری کجا و کی وچگونه بر وی حادث می گردد.
با این حال اقبال بزرگ ما این بود که در آن دوران اساتید مطرح هنوز رقبت تدریس در دانشگاه آزاد را داشتند و این سبب شد تا ارتباطات آسان و مفیدی بین دانشجویان علاقمند و اساتید در داخل و خارج از دانشگاه برقرار گردد.
زمان فارغ التحصیلی ما یعنی سال 1376 مصادف بود با شرایط منحصر به فرد سیاسی- اقتصادی و اجتماعی.این زمان مقارن بود با پایان دوره ریاست جمهوری رفسنجانی و روی کار آمدن محمد خاتمی.سرمایه گذاری هایی که در دوره سازندگی پس از جنگ در کشور انجام شده بود، اکنون در حال به ثمر رسیدن بود.جمعیت جوان و فعال با تخصص های مختلف به سن کارکردن رسیده بودند و در این میان دولت اصلاحات ناگهان فضای سیاسی و به خصوص مطبوعاتی کشور را گشود. همه این ها مصادف بود با آغاز هجوم همه جانبه ی تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی.
مجموعه این عوامل سبب شدند تا بازار کار نسبتا مناسبی برای عکاسان در بسیاری از شاخه ها پدیدار شود.
خیلی زود تعداد قابل توجهی از دانشجویان آن دوره جذب مطبوعات شدند و به عکاسی خبری و مستند روی آوردند.از آن جمله حسن سربخشیان و وحید سالمی در خبرگزاریAP ، پیمان هوشمندزاده و جواد منتظری روزنامه های خرداد، جامعه و...هنگامه فهیمی خبرگزاری فرانسه، مریم بخشی، حسین کریم زاده، زهره سلیمانی و امید صالحی( دانشجویی که در سال 1372 قبول شد سرکلاس های ما حضور پیدا کند، اما هیچ وقت ثبت نام نکرد!!!) افراد شاخصی بودند که جذب این شاخه از عکاسی شدند.
در همین زمان تبلیغات تجاری در کشور رونق بیشتری گرفت. یدالله ولی زاده، عطاالله عطاران، حامد باهری، عسل کاظمیان و من جذب عکاسی تبلیغاتی و صنعتی شدیم.
در دوره ی ما عکاسی مستند محبوب ترین شاخه ی عکاسی در بین عکاسان و دانشجویان بود اما با آغاز تحولات سیاسی و به خصوص طی شدن دوره ی نقاهت پس از جنگ، گرایشات زیادی به عکاسی هنری پدید آمد.
در بین دانشجویان آن دوره شادی قدیریان از اولین عکاسان نسل جدید بود که آثارش در داخل و خارج از کشور با موفقیت چشمگیری رو به رو شد.مجموعه "قاجار" معروف ترین و اولین مجموعه ی وی کار عملی پایان نامه دانشگاهی او بود که زیر نظر استاد فقید بهمن جلالی انجام شد.
یادم می آید که بعد از ارائه پروژه به دانشگاه تلاش می کرد تا از یک گالری برای نمایش این مجموعه وقت بگیرد. اما چون هنرمندی گمنام بود گالری ها وقت مناسبی به او نمی دادند. تا اینکه با وساطت استاد شهید کاوه گلستان برای ارائه آثارش در گالری گلستان وقت گرفت و جالب اینکه در طی زمان برگزاری نمایشگاه به غیر 2 یا 3 عکس بقیه کارهایش فروش رفت.
شهرناز زرکش، مینوش زمردی نیا و مهگامه پروانه از دیگر دانشجویانی بودند که ژانر عکاسی هنری را با جدیت پیگیری کردند.
وقتی ما دانشگاه قبول شدیم هنوز عموم مردم جامعه به رشته های هنری نگرش صحیحی نداشتند و اکثر خانواده ها در مقابل خواست فرزندانشان جهت تحصیل در این گونه رشته ها مقاومت می کردند.
اما رفته رفته این جو شکست و آشنایی مردم با رشته های مرتبط با هنر بیشتر شد و متعاقبا"فضاهای آموزشی مربوطه نیز گسترش یافت و بدین ترتیب نیاز به مدرسین عکاسی رو به فزونی گذاشت.
بیتا مرادمند اولین فارق التحصیل ورودی 1372 بود که جذب تدریس شد و در پی آن از بین هم کلاسی ها، مدرسین زیادی را جهت تدریس عکاسی به آموزش و پرورش معرفی کرد که همگی کماکان مشغول به کارند و اکنون معلمین رسمی، با سابقه و توانمندی شده اند که از آن جمله می توان به نامهای پریسا پرنیان فر، فائقه سلطانی، و ...     اشاره کرد.و البته برخی نیز از جمله فریبرز فولادی به تدریس خصوصی روی آوردند.
عده ای از دانشجویان هم جذب واحدهای روابط عمومی در ادارات شدند مثل اکبر غفاری ، زهره اسدی و حسین نائینیان...

در زمینه عکاسی ورزشی مریم آموزگار فرد شاخصی بود که بدعتهایی را در این شاخه از عکاسی به ارمغان آورد.

او  از سال 71 با به عنوان عکاس و خبرنگار با مطبوعات ورزشی شروع به کار کرد و اگر امروز عکاسان خانم به راحتی وارد استادیوم های ورزشی می شوند به خاطر پافشاریها و پیگیری هایی است که در زمینه احقاق حقوق زنان عکاس به خرج داده است.

3 نمایشگاه انفرادی با موضوع ورزش زنان و حضور در مسابقات آسیایی 2006 قطر ، آسیایی داخل سالن ماکااو در کارنامه او میباشد. 
در عکاسی سینما هم می توان از محسن سیدی نام برد که اکنون کوله بار بزرگی از تجربه را در این شاخه از عکاسی با خود دارد.
و البته تعدادی از همکلاسی ها هم به مشاغلی غیر از عکاسی روی آوردند مثل بهنام عیگریان،  سهیلا قلی، و ...
در مجموع با یک جمع بندی کلی می توان گفت ورودی 1372، خروجی بدی نداشت. البته این خصلت دانشگاه آزاد هم هست. چون در تمام رشته ها تعداد زیادی دانشجو می پذیرد و از میان این ازدهام به هر مکافاتی که هست بالاخره چند نفر کارشناس قابل توجه هم بیرون می آیند.

 

33895_10150288106835580_532260579_15111460_4658266_n_1_.jpg

 

 


نفرات ایستاده از راست: داریوش کیانی، فریبرز فولادی، محسن سیدی، حامد باهری، مریم بخشی، پریسا پرنیانفر، عسل کاظمی، زهره اسدی، بهنام عسگریان، آرزو افتخاری نیا، عطا عطاران، حسین کریم زاده
نفرات نشسته از راست: شادی قدیریان، یگانه امینی، بیتا مرادمند، فائقه سلطانی، سهیلا قلی، شهرناز زرکش، پریسا مژده ای
تاریخ عکسبرداری:جمعه،  23/7/1389

۳۱ شهريور ۱۳۸۹

 

تسویه حساب – قسمت دوم


اگر عکاس دفتر کار مناسبی دارد ، بهتر است روال کار را به گونه ایی تنظیم نماید که دستمزد ها را در محل کارش در یافت نماید. عرفاً وقتی کسی خدماتی تخصصی را از جایی دریافت می کند باید هزینه ی آن سرویس را در همان محل بپردازد .
به عنوان مثال هنگامی که فردی به دندان پزشکی مراجعه می کند بعد از اتمام معالجه هیچ وقت به دندان پزشک نمی گوید " پولش رو بیا درِ خونمون بگیر" . لذا مشتریان موظف اند مبالغ را به دست عکاس برسانند و هزینه ارسال نیز به عهده ی آنها می باشد  .
  داخل پرانتز عرض می کنم چنانچه عکاس فقط به بهانه ی دریافت پول نزد مشتری برود معمولاً کمی از کلاس کاری اش کاسته می شود و در کل بهتر است این نکته تا حد امکان رعایت شود . در برخی مواقع که راهکار دیگری وجود ندارد ترجیح براین است که عکاس کسی را از جانب خود جهت دریافت پول بفرستد .
در بیزینس رعایت برخی از مسائل بسیار دست و پا گیر و یا حتی احمقانه به نظر می رسد اما واقعیت این است که پرستیژ کاری در حرفه ی ما امری تعیین کننده است و در گسیل کردن مشتریان خوب و سفارشات جذاب تاثیر بسزایی دارد .
برخی از مشتریان سعی می کنند در هنگام تسویه حساب تخفیف مضاعفی بگیرند و از آنجا که بحث تخفیف بسیار گسترده است و در شرایط گوناگون توجیهات خاص و متفاوتی دارد سعی کردم کمتر به آن بپردازم و در همین خصوص به همین بسنده می کنم که اولاً قاعده بر این است که چنانچه قرار است تخفیفی داده شود باید در اول کار یعنی در هنگام عقد قرار داد مورد توافق قرار گیرد نه در آخر کار مگر اینکه در دستور اولیه کار تغییراتی ایجاد شده باشد که در این صورت نامش تخفیف نیست بلکه تعرفه است . دوماً در هر قرار دادی تخفیف برای شخص عکاس باید توجیه داشته باشد و تخفیف بی دلیل جایز نیست .

و اما مشتریانی که در هنگام تسویه بد حسابی می کنند حتی اگر سر آخر مبلغ باقی مانده را تمام و کمال بپردازند باز هم یک امتیاز منفی بزرگ گرفته اند و عکاس باید در مراجعات بعدی با آنها سختگیرانه تر کار کند . بدین ترتیب آنها یا اصلاح می شوند و می مانند و یا آزرده می شوند و می روند .
به عقیده ی من قناعت کردن ، آسان تر از کار کردن بدون جیره و مواجیب است . بی تردید تمام عکاسان ترجیح می دهند اطراف خود را از مشتریان خوب پر کنند زیرا مشتری خوب نعمت است و مشتری بد آفت ; به واقع مشتریان بد برای روح ، اعصاب و قلب عکاس خطر جدی محسوب می شوند و این فقط یک شوخی نیست و همة ما باید به این مسئله توجهی اکید داشته باشیم .
در زندگی حرفه ایی یک عکاس گاهی لحظات بغرنجی می رسند که عکاس احساس می کند حقی از وی ضایع شده است که باید آن راباز ستاند. حفظ کردن آرامش همیشه کار راحتی نیست اما موفق آن کسی است که از آرامش خود پاسداری می کند و بازنده آنکه فریاد می زند .
می شود متانت خود را نگه داشت اما اعتراضات را به تأکید مطرح کرد . امیدوارم که این مهارت در من هم تقویت شود زیرا ایمان دارم که بسیار کار ساز تر است .به قول دوست عزیزم آقای بلوکیان تفاوت آدمها در چگونگی مدیریت در لحظات بحرانی است و الا وقتی همه چیز در شرایط عآدی است رفتار ها هم طبیعی مینماید.


به انتهای این مجموعه مباحث نزدیک شدیم . بار دیگر تأ کید می کنم که تمامی این دست نوشته ها تجربیاتی شخصی است که مانند دیگر پدیده های این جهانی از نقص مبرا نیستند ، اما امیدوارم  که مفید واقع شده باشند و توسط دیگران کامل تر شوند .

 از کلیه خوانندگان که با پیگیری های مکرر خود به من انگیزه می بخشند سپاسگزارم و از تأخیری که در به روز رسانی دارم و از آن ناگزیرم پوزش می خواهم .

 

" آنچه داری ببخش تا آنچه نداری خدا به تو ببخشد . "

 

                                                                                                                                 پایان

 

 

 

farsh_negin___zomorod_for_web.jpg

 

 

فرمت: دیجیتال مدیوم فرمت

تاریخ عکسبرداری: زمستان 1386

سفارش دهنده: شرکت فرش نگین و زمرد


۳۱ مرداد ۱۳۸۹


تسویه حساب _ قسمت اول


معمولاً آخرین مرحله از فرایند اقتصادی یک پروژه عکاسی تسویه حساب مالی می باشد که البته برای عکاس جزو مراحل شیرین کار به حساب می آید .
تسویه حساب در عین حال که ظاهراً تکلیف روشنی دارد اما از ظرایفی نیز برخوردار است که باید به آنها توجه نمود .
نخست باید یاد آور شوم معمولاً عکسی که به سفارش تهیه می شود فقط برای سفارش دهنده آن قابل استفاده است و به درد هیچ کس دیگری حتی خود عکاس نمی خورد .پس لازم است برای جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی روال انجام تعهدات را به گونه ایی تنظیم کرد تا مشتری در هنگام تحویل کار مبلغ باقی مانده را پرداخت نماید .
 یکی از روشهای موثر سبک کردن بار مالی مشتری در حین انجام پروژه است . یعنی بهتر است بخش قابل توجهی از مبلغ کل به صورت پیش پرداخت و میان پرداخت قبلاً دریافت شده باشد . این باعث می گردد تا مشتری مبلغ تسویه حساب را راحت تر پرداخت نماید . همچنین لازم است در زمان عقد قرار داد ، سفارش دهندگان را با تا کید و البته محترمانه  از زمان تسویه حساب آگاه کرد. آنها معمولاً وقتی از جدیت عکاس روی این قضیه مطلع می شوند از قبل خود را برای پرداخت در زمان مقرر آماده می کنند .
تکرار می کنم که اگر عکاس برای روالی که روز عقد قرار دادتعیین کرده است ارزش قائل شود ، درصد وفاداری مشتری نیز نسبت به مفاد قرار داد افزایش می یابد . ما عکاسها معمولاً خودمان با سهل انگاری یا خجالت و یا خضوع بی جا مشتری را بد عادت می کنیم .
از نکات قابل توجه در این مرحله باید به نحوه دریافت دستمزد  اشاره کنیم ....اصولاً تسویه حساب خدمات عکاسی باید به صورت نقدی انجام پذیرد . منظور اینکه چکهای بلند مدت در چنین کاری توجیه ندارند . زیرا همانگونه که مطرح شد، درآمد حاصل از عکاسی به صورت اجرت دریافت می شود و در این بین گردش مالی آنچنانی وجود ندارد . 
 ذکر یک  مقایسه می تواند به روشنتر شدن مطلب کمک کند..... یک شرکت تبلیغاتی در طی انجام یک پروژه پول را از سفارش دهنده خود دریافت می کند و متعاقبا" هزینه هایی را به مراکز خدماتی متعددی  پرداخت می کند به فرض مثال برای چاپ یک کاتالوگ باید مبالغی را به کاغذ فروشی ، لیتوگرافی ، چاپخانه ، صحافی و ... پرداخت کند و چون ممکن است به چاپخانه چک 2 ماهه بدهد پس می تواند از مشتری خود نیز چک 2 ماهه بگیرد .  اما عکاس ، سرمایه در گردش ندارد بلکه سلیقه ، فکر ، نگاه ، توانایی و امکانات خود را به کار می گیرد و خدمات ارائه می دهد. پس باید دستمزد خود را نقداً دریافت کند و از این حیث می توان آن را به مشاغل اجرتی دیگری مانند پزشکی ، آرایشگری و غیره شبیه دانست

 البته باید توجه داشت که شرایط قرار دادها با هم متفاوتند  و اگر زمانی بنا به مصلحت ، عکاس تصمیم گرفت که برای تسویه نهایی ، چک بلند مدتی را قبول نماید باید دست کم مشتری خود را از غیر معمول بودن این رویه آگاه کند و توجه وی را به امتیاز بزرگی که به منظور حسن همکاری برای وی قائل شده است  معطوف نماید .
و اما مواقعی که یک شرکت تبلیغاتی  یا یک فرد واسطه در مقام سفارش دهنده به عکاس قرار می گیرد گاهی پیش می آید که  زمان تسویه حساب اذعان می دارد که " من هنوز مبلغی از مشتری اصلی دریافت نکرده ام که با شما تسویه کنم .". . . . . . ، باید تاکید کنم که این موضوع هیچ ربطی به عکاس ندارد .  معمولاً حجم قرار داد شرکتهای تبلیغاتی خیلی وسیع است و عکاسی  بخش مهم اما کوچکی از کل کاری است که قرار است انجام پذیرد و اصولاً قراردادهای بزرگ قواعد خاص خودشان را دارند و لذا عکاس نمی تواند جهت یک تسویه مالی مختصر معطل بماند تا قرار داد وسیع تر شرکت تبلیغاتی به سرانجام برسد .
حتی اگر این گونه هم نباشد یعنی بحث قرار داد مفصل تری به میان نباشد باز هم این بهانه از طرف فرد  و یا شرکت واسطه قابل پذیرش نیست. زیرا طرف حساب عکاس ، آن شخص یا شرکتی است که کار را سفارش داده است و عدم دریافت پول توسط شرکت واسطه هر دلیلی می تواند داشته باشد ................ شاید او در مدیریت کار خود نا توان است ، شاید با روابط عمومی غلط مشتری خود را رنجانده است و یا شاید سیاست های دراز مدتی را پیگیری می کند و چه بسا بر خلاف ادعای خود هزینه عکاسی را از مشتری اصلی دریافت کرده ولی در جای دیگری خرج کرده است و . . . . . . به هر حال دلیل این ادعا هر چه باشد توجیه پذیر نیست و مسئولیت پرداخت هزینه عکاسی با  کسی است  که سفارش دهنده ی عکس است و ربطی به دیگران  (The Others) ندارد .

            

          

                                                                                                   ادامه دارد

 

 

 

mocarlo_idad_center_4_000503_1.jpg

 

 

 

 

فرمت: دیجیتال مدیوم فرمت

تاریخ عکسبرداری: تابستان 1386

سفارش دهنده: شرکت  جامه سرا  ( برند موکارلو ) 

 

 

صفحه 2 از 18
صفحه قبلی < 1  [2]  3  ... > >> >>| صفحه بعدی