۰۸ آبان ۱۳۸۹
دیدار دوباره

(( اول بگم چه خوب شد که من مطبوعاتی نشدم چون خبری رو که باید دو هفته پیش اعلام می کردم امروز دارم میگذارم روی وب ..... ولی به هر حال فکر می کنم خواندن خلاصه ای از سرنوشت فارغ التحصیلان قدیمی رشته عکاسی برای بسیاری از دانشجویان فعلی این رشته خالی از لطف نباشد. ))


گردهمایی فارغ التحصیلان اولین دوره  رشته عکاسی دانشگاه آزاد یعنی ورودی های سال 1372 روز جمعه 23مهر ماه 1389 از ساعت 16 الی 19 در استودیوی جدید من واقع در تهران، ده ونک برگزار شد.
هدف از این گردهمایی تازه شدن دیدارها بود که با مرور سرگذشت هریک از دوستان در طی 13 سالی که از فارغ التحصیلی ما می گذرد همراه بود.
جالب اینجاست که مطلع شدیم از بین 76 نفری که در دوره ی ما فارغ التحصیل شدند، عده ی قابل توجهی (آمار دقیق ندارم) اکنون در خارج از کشور زندگی می کنند.
 و اما درمهر ماه 1372 تعداد دانشجویانی که قبول شده بودند و ثبت نام کرده بودند به 100 نفر می رسیدند که از این تعداد 28 نفر پسر و بقیه دختر بودند. از میان این تعداد 24 نفر در پایان ترم اول انصراف دادند که 23 نفر از آنها دختر و یک نفر پسر بود. دلایل این انصراف ها متفاوت بود اما ظاهرا تغییر رشته بیشترین علت را به خود اختصاص داده بود.
دانشکده هنر و معماری که در تقاطع چهار راه ولیغصر و انقلاب واقع شده بود و هنوز هم هست، ساختمانی قدیمی داشت.
و حال وهوای خاصی برآن حاکم بود. یا دست کم برای رشته های هنری ساختمان مناسبی بود.
فضاهای زیادی برای اجتماعات چند نفری داشت که باعث می شد دانشجویان،  دور هم جمع شوند واز هر دری سخنی بگویند. الان که فکرش را می کنم می بینم چیزهایی که در حیاط و بوفه و راهروهای دانشگاه از یکدیگر یاد گرفتیم خیلی بیشتر از نکاتی بود که سر کلاس ها دستگیرمان می شد.
البته اساتید زحمات زیاد می کشیدند ولی واقعیت این است که آموزش هنر با شیوه های آکادمیک چندان امکان پذیر نیست وسر کلاس در بهترین حالت فقط می توان تکنیک را آموزش داد و کمی هم در جهت افضایش "آگاهی"، دانشجویان را راهنمایی کرد و در واقع برای جوینده،  چندان معلوم نیست که شناخت هنری کجا و کی وچگونه بر وی حادث می گردد.
با این حال اقبال بزرگ ما این بود که در آن دوران اساتید مطرح هنوز رقبت تدریس در دانشگاه آزاد را داشتند و این سبب شد تا ارتباطات آسان و مفیدی بین دانشجویان علاقمند و اساتید در داخل و خارج از دانشگاه برقرار گردد.
زمان فارغ التحصیلی ما یعنی سال 1376 مصادف بود با شرایط منحصر به فرد سیاسی- اقتصادی و اجتماعی.این زمان مقارن بود با پایان دوره ریاست جمهوری رفسنجانی و روی کار آمدن محمد خاتمی.سرمایه گذاری هایی که در دوره سازندگی پس از جنگ در کشور انجام شده بود، اکنون در حال به ثمر رسیدن بود.جمعیت جوان و فعال با تخصص های مختلف به سن کارکردن رسیده بودند و در این میان دولت اصلاحات ناگهان فضای سیاسی و به خصوص مطبوعاتی کشور را گشود. همه این ها مصادف بود با آغاز هجوم همه جانبه ی تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی.
مجموعه این عوامل سبب شدند تا بازار کار نسبتا مناسبی برای عکاسان در بسیاری از شاخه ها پدیدار شود.
خیلی زود تعداد قابل توجهی از دانشجویان آن دوره جذب مطبوعات شدند و به عکاسی خبری و مستند روی آوردند.از آن جمله حسن سربخشیان و وحید سالمی در خبرگزاریAP ، پیمان هوشمندزاده و جواد منتظری روزنامه های خرداد، جامعه و...هنگامه فهیمی خبرگزاری فرانسه، مریم بخشی، حسین کریم زاده، زهره سلیمانی و امید صالحی( دانشجویی که در سال 1372 قبول شد سرکلاس های ما حضور پیدا کند، اما هیچ وقت ثبت نام نکرد!!!) افراد شاخصی بودند که جذب این شاخه از عکاسی شدند.
در همین زمان تبلیغات تجاری در کشور رونق بیشتری گرفت. یدالله ولی زاده، عطاالله عطاران، حامد باهری، عسل کاظمیان و من جذب عکاسی تبلیغاتی و صنعتی شدیم.
در دوره ی ما عکاسی مستند محبوب ترین شاخه ی عکاسی در بین عکاسان و دانشجویان بود اما با آغاز تحولات سیاسی و به خصوص طی شدن دوره ی نقاهت پس از جنگ، گرایشات زیادی به عکاسی هنری پدید آمد.
در بین دانشجویان آن دوره شادی قدیریان از اولین عکاسان نسل جدید بود که آثارش در داخل و خارج از کشور با موفقیت چشمگیری رو به رو شد.مجموعه "قاجار" معروف ترین و اولین مجموعه ی وی کار عملی پایان نامه دانشگاهی او بود که زیر نظر استاد فقید بهمن جلالی انجام شد.
یادم می آید که بعد از ارائه پروژه به دانشگاه تلاش می کرد تا از یک گالری برای نمایش این مجموعه وقت بگیرد. اما چون هنرمندی گمنام بود گالری ها وقت مناسبی به او نمی دادند. تا اینکه با وساطت استاد شهید کاوه گلستان برای ارائه آثارش در گالری گلستان وقت گرفت و جالب اینکه در طی زمان برگزاری نمایشگاه به غیر 2 یا 3 عکس بقیه کارهایش فروش رفت.
شهرناز زرکش، مینوش زمردی نیا و مهگامه پروانه از دیگر دانشجویانی بودند که ژانر عکاسی هنری را با جدیت پیگیری کردند.
وقتی ما دانشگاه قبول شدیم هنوز عموم مردم جامعه به رشته های هنری نگرش صحیحی نداشتند و اکثر خانواده ها در مقابل خواست فرزندانشان جهت تحصیل در این گونه رشته ها مقاومت می کردند.
اما رفته رفته این جو شکست و آشنایی مردم با رشته های مرتبط با هنر بیشتر شد و متعاقبا"فضاهای آموزشی مربوطه نیز گسترش یافت و بدین ترتیب نیاز به مدرسین عکاسی رو به فزونی گذاشت.
بیتا مرادمند اولین فارق التحصیل ورودی 1372 بود که جذب تدریس شد و در پی آن از بین هم کلاسی ها، مدرسین زیادی را جهت تدریس عکاسی به آموزش و پرورش معرفی کرد که همگی کماکان مشغول به کارند و اکنون معلمین رسمی، با سابقه و توانمندی شده اند که از آن جمله می توان به نامهای پریسا پرنیان فر، فائقه سلطانی، و ...     اشاره کرد.و البته برخی نیز از جمله فریبرز فولادی به تدریس خصوصی روی آوردند.
عده ای از دانشجویان هم جذب واحدهای روابط عمومی در ادارات شدند مثل اکبر غفاری ، زهره اسدی و حسین نائینیان...

در زمینه عکاسی ورزشی مریم آموزگار فرد شاخصی بود که بدعتهایی را در این شاخه از عکاسی به ارمغان آورد.

او  از سال 71 با به عنوان عکاس و خبرنگار با مطبوعات ورزشی شروع به کار کرد و اگر امروز عکاسان خانم به راحتی وارد استادیوم های ورزشی می شوند به خاطر پافشاریها و پیگیری هایی است که در زمینه احقاق حقوق زنان عکاس به خرج داده است.

3 نمایشگاه انفرادی با موضوع ورزش زنان و حضور در مسابقات آسیایی 2006 قطر ، آسیایی داخل سالن ماکااو در کارنامه او میباشد. 
در عکاسی سینما هم می توان از محسن سیدی نام برد که اکنون کوله بار بزرگی از تجربه را در این شاخه از عکاسی با خود دارد.
و البته تعدادی از همکلاسی ها هم به مشاغلی غیر از عکاسی روی آوردند مثل بهنام عیگریان،  سهیلا قلی، و ...
در مجموع با یک جمع بندی کلی می توان گفت ورودی 1372، خروجی بدی نداشت. البته این خصلت دانشگاه آزاد هم هست. چون در تمام رشته ها تعداد زیادی دانشجو می پذیرد و از میان این ازدهام به هر مکافاتی که هست بالاخره چند نفر کارشناس قابل توجه هم بیرون می آیند.

 

33895_10150288106835580_532260579_15111460_4658266_n_1_.jpg

 

 


نفرات ایستاده از راست: داریوش کیانی، فریبرز فولادی، محسن سیدی، حامد باهری، مریم بخشی، پریسا پرنیانفر، عسل کاظمی، زهره اسدی، بهنام عسگریان، آرزو افتخاری نیا، عطا عطاران، حسین کریم زاده
نفرات نشسته از راست: شادی قدیریان، یگانه امینی، بیتا مرادمند، فائقه سلطانی، سهیلا قلی، شهرناز زرکش، پریسا مژده ای
تاریخ عکسبرداری:جمعه،  23/7/1389

ملیکا [ ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ ]

ممنون خیلی جالبه بعد گذشت این سالها هنوزم....من 1 سال افتخار شاگردی خانوم پرنیان فر داشتم...فقط میتونم بگم از لحظه لحظه کنارشون بودن لذت بردم


محمد جواد [ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ ]

سلام ممنون از عکس ها میخواستم ببینم اوونی که دامن نارنجی داره با اوونی که شلوار سفید و جوراب سفید داره اسماشون چیه؟ ممنون اگه واسم میل کنین
-----------------------------------------------------------
سلام من نمیدونم باید از آقای سپهر سوال کنید


آ کیانی [ ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ]

سلام
جوابی نبود !!:(

امیدوارم گالری به خوبی و خوشی و سلامتی ... پیش بره ;)


من یکی از اون نابغه های کامپیوترم که گم شدم و رو به عکاسی اووردم !!!!


آ کیانی [ ۲۸ آبان ۱۳۸۹ ]

سلام

چرا اکثر عکاسای این عکس مسن هستن ؟!:)

( البته بدون احتساب به دل جوونشون )


آرمین [ ۰۹ آبان ۱۳۸۹ ]

خیلی شیرین و لذت بخش بود.ممنون از اشتراک


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.