۳۱ شهريور ۱۳۸۹
عکاسی سفارشی / 16

 

تسویه حساب – قسمت دوم


اگر عکاس دفتر کار مناسبی دارد ، بهتر است روال کار را به گونه ایی تنظیم نماید که دستمزد ها را در محل کارش در یافت نماید. عرفاً وقتی کسی خدماتی تخصصی را از جایی دریافت می کند باید هزینه ی آن سرویس را در همان محل بپردازد .
به عنوان مثال هنگامی که فردی به دندان پزشکی مراجعه می کند بعد از اتمام معالجه هیچ وقت به دندان پزشک نمی گوید " پولش رو بیا درِ خونمون بگیر" . لذا مشتریان موظف اند مبالغ را به دست عکاس برسانند و هزینه ارسال نیز به عهده ی آنها می باشد  .
  داخل پرانتز عرض می کنم چنانچه عکاس فقط به بهانه ی دریافت پول نزد مشتری برود معمولاً کمی از کلاس کاری اش کاسته می شود و در کل بهتر است این نکته تا حد امکان رعایت شود . در برخی مواقع که راهکار دیگری وجود ندارد ترجیح براین است که عکاس کسی را از جانب خود جهت دریافت پول بفرستد .
در بیزینس رعایت برخی از مسائل بسیار دست و پا گیر و یا حتی احمقانه به نظر می رسد اما واقعیت این است که پرستیژ کاری در حرفه ی ما امری تعیین کننده است و در گسیل کردن مشتریان خوب و سفارشات جذاب تاثیر بسزایی دارد .
برخی از مشتریان سعی می کنند در هنگام تسویه حساب تخفیف مضاعفی بگیرند و از آنجا که بحث تخفیف بسیار گسترده است و در شرایط گوناگون توجیهات خاص و متفاوتی دارد سعی کردم کمتر به آن بپردازم و در همین خصوص به همین بسنده می کنم که اولاً قاعده بر این است که چنانچه قرار است تخفیفی داده شود باید در اول کار یعنی در هنگام عقد قرار داد مورد توافق قرار گیرد نه در آخر کار مگر اینکه در دستور اولیه کار تغییراتی ایجاد شده باشد که در این صورت نامش تخفیف نیست بلکه تعرفه است . دوماً در هر قرار دادی تخفیف برای شخص عکاس باید توجیه داشته باشد و تخفیف بی دلیل جایز نیست .

و اما مشتریانی که در هنگام تسویه بد حسابی می کنند حتی اگر سر آخر مبلغ باقی مانده را تمام و کمال بپردازند باز هم یک امتیاز منفی بزرگ گرفته اند و عکاس باید در مراجعات بعدی با آنها سختگیرانه تر کار کند . بدین ترتیب آنها یا اصلاح می شوند و می مانند و یا آزرده می شوند و می روند .
به عقیده ی من قناعت کردن ، آسان تر از کار کردن بدون جیره و مواجیب است . بی تردید تمام عکاسان ترجیح می دهند اطراف خود را از مشتریان خوب پر کنند زیرا مشتری خوب نعمت است و مشتری بد آفت ; به واقع مشتریان بد برای روح ، اعصاب و قلب عکاس خطر جدی محسوب می شوند و این فقط یک شوخی نیست و همة ما باید به این مسئله توجهی اکید داشته باشیم .
در زندگی حرفه ایی یک عکاس گاهی لحظات بغرنجی می رسند که عکاس احساس می کند حقی از وی ضایع شده است که باید آن راباز ستاند. حفظ کردن آرامش همیشه کار راحتی نیست اما موفق آن کسی است که از آرامش خود پاسداری می کند و بازنده آنکه فریاد می زند .
می شود متانت خود را نگه داشت اما اعتراضات را به تأکید مطرح کرد . امیدوارم که این مهارت در من هم تقویت شود زیرا ایمان دارم که بسیار کار ساز تر است .به قول دوست عزیزم آقای بلوکیان تفاوت آدمها در چگونگی مدیریت در لحظات بحرانی است و الا وقتی همه چیز در شرایط عآدی است رفتار ها هم طبیعی مینماید.


به انتهای این مجموعه مباحث نزدیک شدیم . بار دیگر تأ کید می کنم که تمامی این دست نوشته ها تجربیاتی شخصی است که مانند دیگر پدیده های این جهانی از نقص مبرا نیستند ، اما امیدوارم  که مفید واقع شده باشند و توسط دیگران کامل تر شوند .

 از کلیه خوانندگان که با پیگیری های مکرر خود به من انگیزه می بخشند سپاسگزارم و از تأخیری که در به روز رسانی دارم و از آن ناگزیرم پوزش می خواهم .

 

" آنچه داری ببخش تا آنچه نداری خدا به تو ببخشد . "

 

                                                                                                                                 پایان

 

 

 

farsh_negin___zomorod_for_web.jpg

 

 

فرمت: دیجیتال مدیوم فرمت

تاریخ عکسبرداری: زمستان 1386

سفارش دهنده: شرکت فرش نگین و زمرد


احمد آقاسیانی [ ۰۷ آبان ۱۳۸۹ ]

استاد بزرگوارم،آقای کیانی.
بسیار سپاسگذارم از برای به اشتراک گذاشتن مجموعه نوشته های "عکاسی سفارشی".


حمید [ ۰۲ آبان ۱۳۸۹ ]

کاش بدانم چرا دیگران اصل عکس را کنار می گذارند و شیفته تکنیک و اجرا می شوند . وقتی این عکسها روح و جان ندارد . قشنگی و تکنیک زیباسازی چه فایده دارد؟ واقعن خودتان سرمای عکسهایتان را حس نمی کنید . که اینقدر از تقدیر و تشکر دیگران ممنون شده اید . بدبختی جامعه عکاسی همین است . بیننده ها انگار کور مادرزاد هستند . به جای اینکه نقد خوب تحویل شما دهند چهار تا تعریف و تمجید نصیب جنابعالی و تجهیزات و اجرا و ادیت می کنند و شما هم سریعا تشکر می کنید . یکی نیست که احساس واقعی اش را بگوید که آقا جان این عکسهای جنابعالی افتضاح است . نشانی از ظرافت ندارد . فقط یک کار مکانیکی صرف است
-----------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ: حمید عزیز
عقایدت در مورد کارهای من برایم جای تامل ایجاد کرد . اما متاسفانه تو هم نقد خوبی به من ارائه ندادی. یکی دیگر از اشکالات جامعه عکاسی ما این است که بسیاری از افراد جای نقد را با تخریب و بد و بیراه اشتباه می گیرند. به جای اینکه دیگران را به کور مادرزاد تشبیه کنی با کلامی محترمانه و تخصصی در مورد عکسهای من بنویس تا بتوانم بهره ای از نگاهت بگیرم.
با احترام ..... داریوش کیانی


سید مصطفی آهنگرها [ ۲۵ مهر ۱۳۸۹ ]

سلام
واقعا از این‌که این‌گونه ما را از تجربیات گران‌سنگ خود بهره‌مند کردید سپاس‌گزارم.
بسیار مفید و کاربردی بود.
ممنونم.


حنیف [ ۲۵ مهر ۱۳۸۹ ]

مرسی از اینکه تجربیات تون رو در اختیار دیگران گذاشتید.


حمید [ ۰۵ مهر ۱۳۸۹ ]

ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربیاتتون
مجموعه مقالات بسیار مفید و جالبی بود
موفق و پیروز باشید


علوی [ ۰۳ مهر ۱۳۸۹ ]

عرض ادب و اردات به خاطر مطالب آموزنده جناب عالی . لطفا در صورت امکان در مورد چگونگی آماده سازی و چیدمان صحنه هم مطب بنویسید.
سپاسگذارم.


وحید قاسمی زرنوشه [ ۰۲ مهر ۱۳۸۹ ]

بسیار مفید و آموزنده
متشکرم جناب کیانی


امید [ ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ ]

خدا خیرتان بدهد متشکرم برای انتشار این تجربیات ارزشمند.
برایتان ارزوی سلامتی و شادی و موفقیت دارم.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.