۳۱ مرداد ۱۳۸۹


تسویه حساب _ قسمت اول


معمولاً آخرین مرحله از فرایند اقتصادی یک پروژه عکاسی تسویه حساب مالی می باشد که البته برای عکاس جزو مراحل شیرین کار به حساب می آید .
تسویه حساب در عین حال که ظاهراً تکلیف روشنی دارد اما از ظرایفی نیز برخوردار است که باید به آنها توجه نمود .
نخست باید یاد آور شوم معمولاً عکسی که به سفارش تهیه می شود فقط برای سفارش دهنده آن قابل استفاده است و به درد هیچ کس دیگری حتی خود عکاس نمی خورد .پس لازم است برای جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی روال انجام تعهدات را به گونه ایی تنظیم کرد تا مشتری در هنگام تحویل کار مبلغ باقی مانده را پرداخت نماید .
 یکی از روشهای موثر سبک کردن بار مالی مشتری در حین انجام پروژه است . یعنی بهتر است بخش قابل توجهی از مبلغ کل به صورت پیش پرداخت و میان پرداخت قبلاً دریافت شده باشد . این باعث می گردد تا مشتری مبلغ تسویه حساب را راحت تر پرداخت نماید . همچنین لازم است در زمان عقد قرار داد ، سفارش دهندگان را با تا کید و البته محترمانه  از زمان تسویه حساب آگاه کرد. آنها معمولاً وقتی از جدیت عکاس روی این قضیه مطلع می شوند از قبل خود را برای پرداخت در زمان مقرر آماده می کنند .
تکرار می کنم که اگر عکاس برای روالی که روز عقد قرار دادتعیین کرده است ارزش قائل شود ، درصد وفاداری مشتری نیز نسبت به مفاد قرار داد افزایش می یابد . ما عکاسها معمولاً خودمان با سهل انگاری یا خجالت و یا خضوع بی جا مشتری را بد عادت می کنیم .
از نکات قابل توجه در این مرحله باید به نحوه دریافت دستمزد  اشاره کنیم ....اصولاً تسویه حساب خدمات عکاسی باید به صورت نقدی انجام پذیرد . منظور اینکه چکهای بلند مدت در چنین کاری توجیه ندارند . زیرا همانگونه که مطرح شد، درآمد حاصل از عکاسی به صورت اجرت دریافت می شود و در این بین گردش مالی آنچنانی وجود ندارد . 
 ذکر یک  مقایسه می تواند به روشنتر شدن مطلب کمک کند..... یک شرکت تبلیغاتی در طی انجام یک پروژه پول را از سفارش دهنده خود دریافت می کند و متعاقبا" هزینه هایی را به مراکز خدماتی متعددی  پرداخت می کند به فرض مثال برای چاپ یک کاتالوگ باید مبالغی را به کاغذ فروشی ، لیتوگرافی ، چاپخانه ، صحافی و ... پرداخت کند و چون ممکن است به چاپخانه چک 2 ماهه بدهد پس می تواند از مشتری خود نیز چک 2 ماهه بگیرد .  اما عکاس ، سرمایه در گردش ندارد بلکه سلیقه ، فکر ، نگاه ، توانایی و امکانات خود را به کار می گیرد و خدمات ارائه می دهد. پس باید دستمزد خود را نقداً دریافت کند و از این حیث می توان آن را به مشاغل اجرتی دیگری مانند پزشکی ، آرایشگری و غیره شبیه دانست

 البته باید توجه داشت که شرایط قرار دادها با هم متفاوتند  و اگر زمانی بنا به مصلحت ، عکاس تصمیم گرفت که برای تسویه نهایی ، چک بلند مدتی را قبول نماید باید دست کم مشتری خود را از غیر معمول بودن این رویه آگاه کند و توجه وی را به امتیاز بزرگی که به منظور حسن همکاری برای وی قائل شده است  معطوف نماید .
و اما مواقعی که یک شرکت تبلیغاتی  یا یک فرد واسطه در مقام سفارش دهنده به عکاس قرار می گیرد گاهی پیش می آید که  زمان تسویه حساب اذعان می دارد که " من هنوز مبلغی از مشتری اصلی دریافت نکرده ام که با شما تسویه کنم .". . . . . . ، باید تاکید کنم که این موضوع هیچ ربطی به عکاس ندارد .  معمولاً حجم قرار داد شرکتهای تبلیغاتی خیلی وسیع است و عکاسی  بخش مهم اما کوچکی از کل کاری است که قرار است انجام پذیرد و اصولاً قراردادهای بزرگ قواعد خاص خودشان را دارند و لذا عکاس نمی تواند جهت یک تسویه مالی مختصر معطل بماند تا قرار داد وسیع تر شرکت تبلیغاتی به سرانجام برسد .
حتی اگر این گونه هم نباشد یعنی بحث قرار داد مفصل تری به میان نباشد باز هم این بهانه از طرف فرد  و یا شرکت واسطه قابل پذیرش نیست. زیرا طرف حساب عکاس ، آن شخص یا شرکتی است که کار را سفارش داده است و عدم دریافت پول توسط شرکت واسطه هر دلیلی می تواند داشته باشد ................ شاید او در مدیریت کار خود نا توان است ، شاید با روابط عمومی غلط مشتری خود را رنجانده است و یا شاید سیاست های دراز مدتی را پیگیری می کند و چه بسا بر خلاف ادعای خود هزینه عکاسی را از مشتری اصلی دریافت کرده ولی در جای دیگری خرج کرده است و . . . . . . به هر حال دلیل این ادعا هر چه باشد توجیه پذیر نیست و مسئولیت پرداخت هزینه عکاسی با  کسی است  که سفارش دهنده ی عکس است و ربطی به دیگران  (The Others) ندارد .

            

          

                                                                                                   ادامه دارد

 

 

 

mocarlo_idad_center_4_000503_1.jpg

 

 

 

 

فرمت: دیجیتال مدیوم فرمت

تاریخ عکسبرداری: تابستان 1386

سفارش دهنده: شرکت  جامه سرا  ( برند موکارلو ) 

 

 

۱۷ تير ۱۳۸۹

محاسن قیمت بالا


تقریباً تمام ویژگی های  قیمت گران با تعرفه ی ارزان نسبت عکس دارند .
 در این شیوه با انجام کار کمتر در آمد بیشتری حاصل می شود و عکاس در نزد سفارش دهنده از جایگاه موجهی برخوردار است و  البته  مشتری نیز از وی انتظار دارد که کاملاً حرفه ایی بیاندیشد و حرفه ایی عمل نماید و این موضوع در طول زمان به توانا تر شدن عکاس کمک شایانی می کند .
مراجعین چنین عکاسی معمولاً مشتریان درجه 1و درجه 2 بازار هستند . در نظرچنین سفارش دهندگانی ، عکاس صرفاً در نقش یک مجری نیست. آنها روی توانایی و آگاهی عکاسشان حساب باز می کنند ، این مشتریان تمایل دارند قبل از انجام کار از مشاوره با عکاس نهایت استفاده را ببرند.
مشتریان گروهِ قیمتی بالا، معمولاً سفارشاتشان از دو ویژگی مهم برخوردار است بدین ترتیب که انجام پروژه پیشنهادی آن ها توانایی تکنیکی بالایی از عکاس می طلبد و یا اندیشه و نگاه وی را به میدان می خواند و یا هر دو آنها را توأمان می خواهد که این در هر صورت کار را مشکل تر، اما جذاب تر می کند.
در این سطح قیمتی ، روند دریافت سفارشات پیوسته نیست به همین خاطر عکاس فرصت می یابد تا سرویس دهی مناسبی را ترتیب بدهد و این موضوع به ماندگار شدن رابطه عکاس و سفارش دهنده کمک شایانی می کند.
 اکثر این دسته از سفارش دهندگان یا خود افرادی حرفه ایی هستند و یا دسته کم به اهمیت کار واقفند این خصوصیت سبب می شود تا انرژی عکاس در مسائل حاشیه ایی کمتر هدر رود و بیشتر وقت و تمرکز وی معطوف به انجام پروژه گردد . شاید مفید ترین ویژگی این گروه از مشتریان بالا بودن سطح توقعشان باشد ؛ آنها در ازاء هزینه ایی که پرداخت می کنند کار قوی و تأ ثیر گذاری می خواهند. عکاسانی که دراین سطح قیمتی کار می کنند خیلی وقتها با سفارشات سختی روبه رو می شوند که حتی برای انجام موفقیت آمیز آن تجربه خود را ناکافی می بینند .
پیچیدگی این سفارشات اغلب از انتظار بالای مشتری نسبت به خروجی کار نشأ ت می گیرد . در حقیقت آنها با سفارش خود عکاس را وادار به رویارویی با تجربیات جدید می کنند و پس از اتمام کار ، عکسها را تحویل گرفته حسابشان را تسویه می کنند و بدون اینکه از بقیه ماجرا با خبر باشند می روند ....اما به راستی در ادامه چه پیش می آید؟
.... قدر مسلم، عکاس برای انجام چنین پروژه ایی فشار زیادی برخود وارد می کند اما در انتها به غیر از پول ،معمولا" چیزهای ارزشمند دیگری نیز نصیبش می شود که مهمترین آنها " خود باوری" است .در پایان موفقیت آمیز یک عکاسی سخت و سنگین او احساس می کند که یک سر و گردن بالاتر آمده است و انگار به نوعی تواناتر شده است . انگار حرفه ایی تر شده است.

عوارض قیمت بالا


قدر مسلم مشتریان سطح بالا در مقایسه با دیگر سطوح از تعداد کمتری برخوردارند ولی با این حال در بازار کار ایران تعدادشان تقریباً به حد قابل قبولی می رسد. از طرف دیگر تعداد عکاسانی هم که قادرند به این گروه از سفارش دهندگان سرویس مناسبی بدهند چندان زیاد نیست...  

اما هیچ یک از این ها سبب نمی شود که روند وجود سفارشاتِ گران قیمت در طول سال دائمی باشد.  موجودیت این قبیل از پروژه ها مدام با تحولات اقتصادی کم و زیاد می شوند و اشکال از همین جا آغاز می شود چرا که حجم کار عکاس در زمان رکود اقتصادی به شدت کاهش یافته و در زمان شکوفایی نسبی به شدت افزایش می یابد که گذراندن هر دو وضعیت برای عکاس دشوار است. زیرا کارِ کیفیتی زمان خودش را می برد و علاوه بر فعالیت فیزیکی مقدار زیادی انرژی ذهنی از عکاس طلب می کند و متعاقباً پس از انجام هر پروژه سنگینی ذهن عکاس به استراحت و آماده سازی مجدد نیاز دارد ولی گاهی حجم سفارشات مجالی نمی دهند . این در حالیست که مشتریان کماکان توقع خوش فکری ،ایده پردازی و کار قوی را از عکاس خود دارند . از طرف دیگر وی مجبور است در صدد جبران فصول کم کار خود برآید . در نتیجه عدم پذیرش سفارشات پیشنهاد شده نیز چندان معقول به نظر نمی رسد .
در کشور ما معمولاً در نیمه ی دوم سال سر عکاسان شلوغ تر است .
یکی دیگر از عوارض قیمت بالا حذف مشتریان دولتی است . در موسسات دولتی قانونی وجود دارد به نام" استعلام قیمت" که مثل بسیاری دیگر از قوانین موجود، تمام جوانب را در نظر نمی گیرد . این قانون به موسسات دولتی حکم می کند که برای بستن هر قراردادی ، دسته کم از سه پیمان کار استعلام بگیرند ،  این قانون قادر به بررسی کیفیت کار نیست بلکه فقط می تواند قیمت ارزان تر را پیدا کند . پس اساساً نرخ تعرفه گران در چنین رقابتهایی شکست می خورد .
 البته  در بین موسسات دولتی مواردی هم هستند که به انجام کارکیفی اصرار دارند و این گروه برای بهره مندی از خدمات عکاس مورد نظرشان مجبورند تدابیر دیگری بیاندیشند که به هر حال از حیطه اراده و خواست عکاس خارج است .

مزایای قیمت متوسط


سطح قیمت متوسط نیز می تواند مشتریان زیادی را به سمت یک عکاس سوق دهد . میزان در آمد یک عکاس با قیمت متوسط ، خیلی بهتر از عکاس ارزان قیمت اما پر کار است . در ایران درصد بالایی از مشتریان عکس ، خواهان این گروه از عکاسان هستند. این سبب می شود تا عکاس فرصت لازم را جهت کسب تجربه های متفاوت بیابد .

معایب قیمت متوسط

بزرگترین اشکال این گروه قیمتی، غلط انداز بودن آن است . رِنج وسیعی از مشتریان درجه 1 تا درجه 5 وسوسه می شوند تا به چنین عکاسی مراجعه می کنند . این مسئله گاهی برای عکاس دردسر ساز می شود . هر عکاس بهتر است بیشتر وقت خود را صرف آن بخشی از بازار کار نماید که می داند قادر است در قبال آن سرویسی در خور و مناسب ارائه دهد .

                                                                                                          ادامه دارد...



poodre_sukhary.jpg

فرمت: دیجیتال مدیوم فرمت

تاریخ عکسبرداری: زمستان 1388

سفارش دهنده: گروه آفا


۱۰ خرداد ۱۳۸۹

سطح قیمت 1


جهت انجام کار حرفه ایی هر عکاسی باید سطحی از قیمت ها را برای دستمزدهای خود در نظر بگیرد. محدوده قیمت بنا بر صلاح دید هر کس می تواند از میان سه نرخ ارزان ،متوسط و یا گران انتخاب شود. هر یک از سطوح قیمتی ،محاسن و معایبی دارند که همگی بر روند جریان اقتصادی و حتی هنری در یک استودیو عکاسی تاثیر می گذارند. در حقیقت عکاس با انتخاب محدوده تعرفه ی قیمتی ، بخش عمده ایی از سیاست های حرفه ایی خود را نیز تعیین می کند به همین خاطر تعرفه ارزان ، متوسط یا گران باید آگاهانه انتخاب شود.


معایب قیمت پائین در عکاسی

قبلاً اشاره شد که یکی از ویژگی های مهم عکاسی قائم به فرد بودن آن است یعنی حتماً یک نیروی انسانی متخصص باید پشت دوربین قرار بگیرد تا پس از انجام عملیات فیزیکی و ذهنی، تصویری را ثبت نماید . پس این فرایند از نوع کارِ دست یا به قول انگلیسی ها Hand made به حساب می آید . در کارهایی از این قبیل امکان تولید انبوه وجود ندارد ; چرا که  عکاس به اندازه وقت و انرژی خود می تواند عکاسی کند و در ازاء آن اجرت بگیرد و حداقل تا زمان نگارش این مطلب رباتی ساخته نشده است که بتواند جای عکاس را بگیرد و مانند یک کارخانه شب و روز به تولید عکس مبادرت کند .

با چنین شرایطی شعار ( قیمت ارزان تر ، فروش بیشتر ) تحقق نمی یابد زیرا در مقابل قیمت ارزان، فروش نمی تواند از حد قابل قبولی برخوردار شود چون عملا تولید انبوهی وجود ندارد .........!؟

به همین علت عکاسانی که سطح قیمت ارزان را برای کار خود انتخاب می کنند معمولاً در زندگی حرفه ایی خود هیچ گاه شاهد جهش اقتصادی نمی شوند.

قیمت پایین باعث جذب مشتری سطح پایین می شود و این یکی دیگر از مشکلاتی است که نرخ تعرفه ارزان با خود به همراه می آورد.

مشتریان درجه 3 به پایین ، همواره مسائل غیر قابل حلی را با خود یدک می کشند ; به عنوان مثال اغلب مقوله عکس را خیلی جدی نمی گیرند و برای انجام صحیح پروژه  همکاری زیادی نمی کنند و معمولاً احترام لازم را برای عکاس قائل نمی شوند و اکثراً بی نظم ،بدقول و بد حسابند و از همه بدتر ...........

حد انتظارشان نسبت به کیفیت کار کم است البته با توجه به مبلغ محدودی که هزینه می کنند محلی برای توقعات بیشتر نمی ماند اما واقعیت این است که بی غیرتی مشتری نسبت به کیفیت کار تاثیرات مخربی را در دراز مدت بر روی عکاس می گذارد و وی را به موجودی سهل انگار و بی انگیزه تبدیل می کند.

در مجموع عکاسانی که نرخ تعرفه ارزان را انتخاب می کنند باید آرزو های بزرگ را از ذهن خود بیرون کنند.


محاسن قیمت پایین در عکاسی

شاید تنها حسن تعرفه ارزان ، ایجاد یک جریان کار دائمی باشد. معمولاً کسی که نرخ پایین را در دستور کار خود قرار می دهد در صورتی که پشتکار لازم را دشته باشد پس از گذشت زمانی نه چندان طولانی بیشتر وقتش پر می شود و سفارشات زیادی به سمت وی گسیل می گردند.


( در مطلب آینده ادامه این بحث را در خصوص معایب و محاسن قیمت گران و متوسط پی خواهیم گرفت.)

                                                                                           ادامه دارد...


_MG_9625_1.jpg


                                            فرمت: DSLR

                                            تاریخ عکاسی: بهار 1389

                                           سفارش دهنده: شرکت سینا کابل

۲۶ فروردين ۱۳۸۹


برخی از عوامل فرعی که می توانند باعث افزایش قیمت کار شوند


پیشتر عنوان شد که عکاس برای تعیین قیمت باید جمیع شرایط را بسنجد و تا جایی که دانسته های حقیر اجازه می داد کوشش شد تا عوامل اصلی در محاسبه قیمت یک به یک بررسی شوند .
اما برخی عوامل فرعی نیز وجود دارند که گاهی در جریان یک سفارش کار خود نمایی می کنند و بعضاً باعث افزایش دستمزد عکاسی می شوند. از آنجا که این عوامل فرعی از تنوع فراوانی برخوردارند و در عکاسی سفارشی حضور همیشگی ندارند لذا جهت روشن شدن مطلب تنها به تشریح دو نمونه از آنها اکتفا می کنم .


•    زمانی که مشتری برای انجام کار،اصراربه عجله دارد


 احتمالاً تمام عکاسان وطنی با مقوله ایی به نام کار عجله ایی برخورد داشته اند . متأسفانه از آنجا که در ایران اکثر تصمیمات به صورت ناگهانی به مرحله اجرا می رسند لذا سفارشات عجله ایی از شیوع فراوانی برخوردارند.
معمولاً پروژه ایی که تحت فشار محدودیت زمانی انجام می پذیرد همواره مشکلاتی را نیز با خود به همراه می آورد . به عنوان مثال ضایعات ناخواسته ایی را به کیفیت کار وارد می کند زیرا عکاس اغلب مجبور می شود طی زمان اندک بدون برنامه ریزی، بدون تدارکات مناسب و بدون اندیشه کافی بامحدودیت های موجود کنار بیاید و به قول معروف کار را راه بیاندازد و البته برای جبران نارسایی ها، ناچار است انرژی مضاعفی را نیز صرف نماید .
از دیگر مضرّات سفارشات عجله ایی می توان به ساعت کار غیر استاندارد ، احساس خستگی ذهنی و بدنی در حین انجام کار و در نتیجه کاهش لذت ناشی از عکاسی اشاره کرد . بنا برجمیع این دلایل عکاس می تواند بنا برصلاح دید خود، سفارشات عجله ای را گرانتر قیمت گذاری نما ید . 

جالب اینجاست که بسیاری از مشتریانی که اصرار به عجله دارند در واقع اصلاً عجله ندارند بلکه عدم وجود برنامه ریزی در کل پروژه برای آنها توهم عجله را ایجاد کرده است .


•    کار با مشتری وسواسی


مشتریان پر توقع دو دسته اند . گروهی از آنها دلشان برای داشتن عکس خوب می تپد و تصویر خوب را می شناسند و از عکاسشان توقع زیادی دارند .

چنین مشتریانی برای یک عکاس نعمت محسوب می شوند . ...

هرگاه احساس کردید برای گرفتن عکسی که مشتری شما سفارش داده است از دانش و تجربه کافی برخوردار نمی باشید بدانید که در آن لحظه درهای پیشرفت به روی شما باز شده است . اگر فرد مسئولیت پذیری باشید قطعاً از عهده کار بر خواهید آمد و پس از انجام موفقیت آمیز چنین پروژه ایی اگر نگاهی به خود بیاندازید می بینید که انگار یک سر و گردن بالاتر آمده اید و حرفه ایی تر شده اید، گویی اکنون به توانایی هایی دست یافته اید که قبلا از آنها بی بهره بوده اید ...  

در حقیقت آن مشتریِ پر توقع بدون اینکه بداند شما را یک قدم به جلو رانده است .

(  یکی از جذابیت های عکاسی حرفه ای  این است که عکاس در هر سطحی که باشد بازهم با سفارشاتی روبرو می شود که خود را در رویارویی با آنها ناتوان می بیند و این داستان تا آخر ادامه دارد. )


اما نوع دیگری از مشتریان پر توقع هم وجود دارند که به جز نفع مالی هیچ منفعت دیگری به عکاس نمی رسانند . این افراد نه خود می دانند که چه می خواهند و نه می گذارند که عکاس کارخودش را انجام دهد و با وسواس فراوان و در فضایی آکنده از تردید  با خورده فرمایشی های نابجا زمان انجام کار را طولانی تر می کنند و غالبا هم در پایان ماجرا یک عکس معمولی و کم اثر گیرشان می آید.
عکاس اگر اوضاع مالی مناسبی دارد می تواند چنین مشتریانی را نپذیرد  اما اگر مجبور است که با این دسته از سفارش دهندگان کار کند بهتر است تعرفه بالاتری را تعیین نماید تا بتواند شرایط سخت همکاری با این افراد را تحمل کند .

ادامه دارد .....


Rana.jpg

فرمت:DSLR

تاریخ عکسبرداری: زمستان 1388

سفارش دهنده: شرکت آذر شهد ( رانا )




۰۱ فروردين ۱۳۸۹

راستی را دوست می دارم و از دروغ بیزارم..

من نمی خواهم توانا بر ناتوان ستم کند 

دوست ندارم که به حقوق توانا از کارهای ناتوان آسیب رسد.

آنچه را که راست است من آن را می پسندم.

من دوست دروغگویان نیستم.

در دل خود تخم کین نمی کارم.

هر آنچه مرا به خشم آورد از خود دور می سازم.

با نیروی خود بر خشم خود سخت چیره ام.

"بخشی از کتیبه ی آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم "


(       تابش آفتاب امید بر شما مبارک       )



1&1_1.jpg


فرمت:  دیجیتال مدیوم فرمت

تاریخ عکسبرداری: زمستان 1386

سفارش دهنده: شرکت 1&1


صفحه 1 از 16
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی