۳۱ خرداد ۱۳۸۸

یافتن صورت مسئله

قاعدتاً هر سفارش کاری با یک درخواست ازجانب مشتری آغاز می شود .این درخواست در ایران اغلب به وسیله تلفن و یا از طریق ملاقات حضوری مطرح می گردد. معمولاً ملاقات حضوری کارآمدتر است وامکان نهایی شدن سفارش کار را افزایش می دهد .نکته ای که در اولین ارتباط حائز اهمیت می باشد رسیدن به طرح اصلی صورت مسئله یا مفاد سفارش کار است .

 در کشورهای با اقتصاد پیشرفته، شرکتهای بزرگی وجود دارند که برای فروش هر نوع کالا یا خدمات به تحقیقات وجمع آوری اطلاعات در بازار می پردازند. این اطلاعات در شرکتهای تبلیغاتی پردازش می شوند و بر پایه آن سیاستهای خرد وکلان تبلیغاتی جهت فروش هر محصول تعیین می گردد و براین اساس ایده پردازان و مدیران هنری برای کلیه ابزارهای تبلیغاتی از جمله عکس، ایده پردازی می کنند وجهت اجرا به عکاس ارائه می دهند. به عبارت ساده تر در روند تبلیغات هدفمند معمولاً زمانیکه سفارش کاری به عکاس ارجاع می شود صورت مسئله آن از پیش تعیین شده است وعکاس اغلب وظیفه اجرای ایده ها یا نگرشهای تایید شده را به عهده دارد.

اما در ایران از آن شرکتهای تحقیقاتی خبری نیست. البته تعداد محدودی از شرکتهای تبلیغاتی در دل خود مبادرت به ایجاد واحدهای تحقیقاتی کرده اند، اما فعالیتشان چندان گسترده نیست . لذا در بسیاری از موارد طرح صورت مسئله در حضور عکاس شکل می گردد در چنین شرایطی عکاس علاوه برنقش اصلی خود لباس یک مشاور را نیز ممکن است به تن کند.

شیوه وطنی وشیوه خارجی هر یک از مزایا ومضراتی برخوردارند .از جمله میتوان اشاره کرد که روش خارجی ها بسیار حساب شده تر است و احتمال موفقیت و رسیدن به هدف را افزایش می دهد و ایراد آن هم این است که پس از سیاست گذاری وایده پردازی راه را برای بروز خلاقیتهای بعدی ناهموار می کند .

 به هر حال ... قدر مسلم این است که معمولا تنها منبع اطللاعات قابل دسترسی در کشور ما دانسته های خود مشتری است. هیچ کس به اندازه او از شرایط بازار او ومشتریانش که در ضمن مخاطبین عکسهای ما نیز می شوند با خبر نیست. معمولا مشتری سعی می کند نیاز تصویری خود را بر اساس آگاهی های خویش به مشاورتبلیغاتی وعکاس خود باز گونماید .باید در نظر داشت که این اطلاعات بسیار ذی قیمت اند .البته بعضاً با کار فرمایانی نیز برخورد می کنیم که قادر به ادای حق مطلب نیستند.اینجا نقطه حساسی است و بسیاری از سوء تفاهمات و مشکلات بعدی از همین جا ریشه می گیرد.

عکاس در اولین مذاکره باید مطمئن شود که نیاز سفارش دهنده را به وضوح درک کرده است .سپس در صورتیکه سفارش دهنده در خصوص شکل و شیوه تهیه عکسها نظری دارد آن را بشنود و در ادامه اگر عکاس پیشنهادات متفاوتی داشت آنها را مطرح نماید.

 گاهی اوقات سفارش دهنده نیازهای خود را به خوبی می داند اما نظرات غلطی در مورد چگونگی انجام کار می دهد و بعضا به صرف مشتری بودن، بر روی آن اشتباهات پا فشاری هم می کند.در چنین شرایطی شاید روش ساده تر این باشد که به مشتری اجازه دهیم تا آنجا که به ما ضرری وارد نمی کند در اشتباه خود باقی بماند.اما اگر عکاس پیشنهادات کارآمد و خوبی را ارائه دهد وموفق شود ذهن مشتری را در مسیر درست تری قرار دهد به موفقیت قابل ملاحظه ایی دست یافته است چرا که پس از حصول نتیجه کار، قاعدتا اطمینان مشتری نسبت به آن عکاس چندین برابر افزایش می یابد و وی احساس می کند شخصی را یافته است که در این زمینه می تواند به او و توانایی هایش تکیه کند .این مهم می تواند برای عکاس نیز به نوعی امنیت شغلی ایجاد نماید چرا که بدین ترتیب احتمال ارائه سفارشات بعدی نیز از جانب آن مشتری افزایش می یابد . همچنین این نکته را نیز نباید از نظر دور نگه داشت، وقتی به کاری اعتقاد داریم، انجام آن برایمان لذت بخش تر می شود و باعث می گردد تا احساس کنیم که مفید واقع شده ایم.احساس مفید بودن یکی از ارکان تضمین کننده خوشبختی و عاملی جلو برنده و انگیزه ساز است و در مسیر پیشرفت افراد حرفه ای نقش موثری را ایفا می کند.پس اگر تلاش کنیم تا با مشتری به یک اشتراک نظر واقعی برسیم، قطعا" به خودمان هم لطف بزرگی کرده ایم.

        

                                                                                                ادامه دارد ...

 

IMG_9902.jpg

 

 

                                              فرمت: DSLR

                                              تاریخ عکسبرداری: زمستان 1387

                                             سفارش دهنده: شرکت همکاران سیستم

 

۱۷ خرداد ۱۳۸۸

 مقدمه
از آنجا که یکی از ویژگی های مهم عکاسی ، ماهیت کاربردی آن است طبیعی می نماید که هر عکاس در طول دوره فعالیت خود با مراجعاتی روبرو شود که موضوع آنها تهیه عکس در ازاء دریافت دستمزد باشد
شاید در عموم تخصصها این مسئله یک روند نسبتا طبیعی تری داشته باشد. اما در تخصصهای هنری ماجرا قدری متفاوت است وبعضا دیده می شود که قبول کارهای سفارشی گاهی تناقضاتی را درذهن هنرمند پدید می آورد که مدیریت وی را بر روی کار دچار اختلال می کند دلیل شیوع چنین چالشهای رنج آوری در بین اصحاب هنر بر من چندان آشکار نیست وقدر مسلم نیاز به نظرات و تحقیقات کارشناسان دارد.
 تصور من بر این است، از آنجا که هنرمندان از جمله افرادی هستند که اغلب نیم کره راست مغزشان فعالتر است یعنی احساساتشان بر منطق آنها قالب است لذا زمانیکه سفارش کاری را قبول می کنند عملا وارد یک سری معادلات اقتصادی هم می شوند که رویکرد منطقی دارد واین دوگانگی ممکن است برای آنان ایجاد مشکل نماید
اما فارق از علتهای ریشه ایی این موضوع من بر این باورم که بسیاری از این قبیل مشکلات با بازنگری در شیوه های مدیریتی وجایگزین کردن چند سیاست کلی ، تا حد زیادی بر طرف می شوند به همین دلیل در نظر دارم طی سلسله مباحثی با عنوان (عکاسی سفارشی) به مسائل مشابهی که در بیزینس این نوع از عکاسی وجود دارد بپردازم
بدیهی است کلیه موضاعاتی که در این سلسله مباحث مطرح می شود ماحصل تجربه مشترک من و همکارم جلال سپهر در استودیو فانوس است وطبعا وجاهت علمی ندارد و طرح آنها تنها بهانه ایست برای بازکردن باب گفتگووتمرکز بر روی این موضوع تا بلکه با بهره گیری از نظرات وپیشنهادات جمعی، زمینه ایی فراهم گردد برای یافتن نقاط ضعف و دستیابی به قواعدی در این بازی .
همچنین یادآور می شوم که این مطالب با محوریت سفارشات کار در عکاسی تبلیغاتی وصنعتی پی گیری خواهد شد اما حقیر بر این گمانم که برخی از موضوعات این مباحث ازجنبه های عمومی برخوردارند و در دیگر شاخه های عکاسی نیزکاربرد دارد.
به علاوه متذکرمی شوم امور بیزینسی اگر چه بر پایه های منطق استوارند اما روند هدایت یک جریان اقتصادی علاوه بر منطق از احساس، هوش وشخصیت سکان دار خود نیز وام می گیرد . لذا توصیه می کنم چنانچه در خلال بررسی این مباحث با نکاتی برخورد کردید که به نظر مفید می آمدند قبل از بکارگیری، ابتدامطلب را از آن خود کنید یعنی تلاش نمائید تا آن نکات با شرایط و شیوه انجام کار شما سازگار گردد و حتی اگر لازم است در آن تغییراتی لحاظ کنید تا این هماهنگی ممکن شود . چرا که در این مقوله استفاده فرمول وار و بدون فکر حتی ممکن است به ناکامی بی انجامد
منتظر مبحث اصلی باشید...

 

 

DSCF4040.jpg

 

 

فرمت: دیجیتال DSLR

            تاریخ عکسبرداری: بهار 1384

           سفارش دهنده: بانک پارسیان

۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸

عکسهای مواد غذایی از جمله پر مخاطب ترین تولیدات تصویری دنیا هستند و ما به ندرت در دیگر ژانرهای عکاسی تا این اندازه شاهد تکثیر هستیم.
جالب است که عامه مردم قادرند به راحتی در مورد عکسهای مواد غذایی اظهار نظر کنند و جالب تر اینکه در مواجه با این عکسها، اغلب نظرات قابل قبولی را هم از خود ارائه می دهند.
آشکار است که ما انسانها به طور غریزی با موضوع این عکسها آشنایی کامل داریم اما بر خلاف سهولتی که در واکنش به این عکسها حاکم است، عکاسی کردن از غذا اصلا" کار ساده ای نیست. چرا که برای فعالیت در این حوضه تنها داشتن مهارتهای تکنیکی و آشنایی با رموز ترکیب بندی کفایت نمی کند و فاکتور دیگری وجود دارد که لازمه کار است و آن عبارت است از شناخت شخصیت تصویری هر نوع ماده غذایی که جلو دوربین قرار می گیرد.
پنجشنبه همین هفته (24 اردیبهشت) یک کارگاه آموزشی با عنوان عکاسی از مواد غذایی توسط انجمن عکاسان صنعتی و تبلیغاتی برگزار می شود. با توجه به گستردگی این موضوع و تسلطی که در استاد برگزار کننده این کارگاه آقای جلال سپهر سراغ دارم، استفاده از این ورک شاپ را به تمام علاقمندان توصیه می کنم.
برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت عکاسی و یا سایت انجمن www.iranaipa.com مراجعه کنید.

 

 

 

IMG_5040.jpg

  عکاس: جلال سپهر
 فرمت:Digital SLR
                        تاریخ عکسبرداری زمستان 1386
                    سفارش دهنده: شرکت نستله
   
  
 

۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸

شاید قیمت گران بک های دیجیتال سبب شده باشد تا برخی ازهمکارانی که تا به حال آن را تهیه نکرده اند، با دیده ای افسانه ایی به آن بنگرند وبرای این ابزار جایگاهی  فوق العاده متصور باشند.

اما من طی دوسال کار با بک دیجیتال وهمچنین گفت وشنود بادیگرعکاسانی که ازاین وسیله استفاده می کنند به نتایجی رسیده ام که تا اندازه ای با اذهان عمومی متفاوت است.
بی تردید اگر کسی روی دوربین خود بک دیجیتال نصب کند، می تواند عنوان نماید که امکانات بسیار قوی وبا کیفیتی دراختیار وی قرار دارد. اما در چگونگی ظهوراین کیفیت نکته بسیار
 ساده ای نهفته است که اغلب ازنظر دور می ماند.

شرکت های سازنده درمورد تکنولوژی برتر بک های دیجیتال، مطالب فراوانی را مطرح کرده اند و البته بدون دلایل علمی و آزمایشگاهی نمی توان هیچ یک از آنها را کتمان نمود اما درمیزان تمایزی که بین سیستم  “Digital Back”ها و "DSLR" ها قائل اند، میتوان تامل کرد.
نکته انحرافی ماجرا اینجاست که از بک های دیجیتال فقط می توان بر روی دوربین های مدیوم فرمت و لارج فرمت استفاده کرد. همه آگاه اند به اینکه لنزهای این دو دسته دوربین، غالبا بسیار مرغوبند و در نتیجه نوری که به واسطه ی آنها به صفحه ی حساس می رسد "CCD" ها و "CMOS" ها را کمتر دچار خطا و نویز می کند در نتیجه جای این سوال باز می شود که آیا کیفیت حاصله بیشتر مدیون تکنولوژی پیشرفته بک دیجیتال است یا مدیون تکنولوژی 30 سال پیش کمپانی های لنزسازی است؟
آیا اگر جلوی بک های دیجیتال لنزی را قرار دهیم که برای دوربین قطع کوچک طراحی شده باشد آیا بازهم این تخم دو زرده را تحویل ما می دهند؟

یک کمپانی سازنده دوربین (Plaubel Peco Junior) سالها قبل از ظهور تکنولوژی دیجیتال،  تبدیل هایی برای بدنه( Large Format 6x9cm) خود ساخته بود که امکان نصب  بدنه های SLR را در پشت دوربین و استفاده از لنزهای مخصوص  Large Format و Medium Format را برای دوربینهای قطع کوچک فراهم می نمود. یعنی به جای اینکه در پشت دوربین بک فیلم نصب شود، دوربین SLR قرار می گیرفت و اکنون با ساخت تبدیلهای مکمل، امکان نصب بسیاری از بدنه های DSLR   را نیز فراهم کرده است.

در آزمایشی که با کمک استاد فرهود حقی دراستودیوی ایشان انجام دادیم، با استفاده ازاین ابزار لنز Macro Sironar – 210mm (مخصوص دوربین Large Format) را جلوی بدنه Canon – 5D  نصب کردیم و نتیجه باور نکردنی بود.نویز تصویر در مناطق تیره به شدت کاهش پیدا کرد و شارپنس رنگی وخطی به مقدار قابل توجهی افزایش یافت.یعنی با استفاده از ابزاری ارزان قیمت، کیفیت تصویرما تا یک قدمی خروجی بک دیجیتال ارتقاء پیدا کرد.
 این موضوع مرا متقاعد کرد که در مسیر ارتقاء کیفیت، هنور نقش لنز بسیار تعیین کننده تراز نقش مگا پیکسل های دهان پرکن است .

 

 

poroton_2.jpg

 

                                           فرمت :  Digital Back, Phase One P20                                           لنز: 120mm/ Hasselblad
                                           تاریخ عکسبرداری: تابستان 87
                                           سفارش دهنده: شرکت زاگرس خودرو ( پروتون )

۱۹ فروردين ۱۳۸۸

انجمن عکاسان ایران عیدی ارزشمندی بود که جامعه عکاسی ایران پس از سالها استحقاق بالاخره دریافت کرد.

 من ضمن قدر دانی از زحمات بی دریغ هیئت موسس و دیگر دست اندرکاران محترم، قصد دارم به نکته ای اشاره کنم که شاید توجه به آن در مسیر سیاست گذاری این انجمن بی تاثیر نباشد.

همه می دانیم که داستان جامعه عکاسی از جهاتی با دیگرجوامع هنرهای تجسمی از جمله نقاشان مجسمه سازان و حتی گرافیستها فرق میکنند. عکاسی به علت ماهیت کاربردی ودیگر ویژگی های منحصر به فردش، بیش از دیگر رشته ها به ژانرهای مختلف تفکیک شده است و این ژانرها به شدت با هم تفاوت ماهیت دارند و بعید است که بتوان موضوعات انحصاری تمام شاخه های عکاسی را زیر چتر یک اساسنامه جمع کرد. این درست که محور عملکرد همه ما عکس است اما عکاسان هر یک از شاخه های عکاسی دغدغه های مخصوص به خود را دارند، نوع نیازها و روحیات، ویژگی های رفتاری، محیطهای کاری و جنس ارتباطاتشان با عکاسان دیگر شاخه ها فرق می کند و در واقع مشترکات ما از چند موضوع کلی والبته بسیار مهم تجاوز نمی کند.

 لذا به بزرگوارانی که در آینده زحمت مدیریت انجمن عکاسان ایران را به عهده می گیرند در قالب یک پیشنهاد عرض می کنم که با وجود این شرایط شاید بهتر باشد که فعالیتهای انجمن را بر روی مسائل کلان جامعه عکاسی متمرکز نمایند( مسائلی از قبیل آموزش در دانشگاه ها، قوانین حقوقی عکاسی، بیمه، بازنشستگی و ...) و همزمان برای پرداختن به امور انحصاری هر یک از شاخه های عکاسی، حمایت از انجمن های تخصصی را سرلوحه کار خود قرار دهند.برای فعالیت و رشد آنها پشتیبانی مادی و معنوی و اعتباری جذب نمایند و بدون آنکه استقلال آنها را تحت شعاع قرار دهند فضایی برای تعاملات چند جانبه بین انجمنها پدید آورند تا عکاسان هر شاخه از عکاسی خود به امور خویش رسیدگی کنند و در زمینه های مشترک نیز با یکدیگر همکاری نمایند. به خصوص برای ژانرهایی که هنوز انجمنی ندارند پیش قدم شوند و عکاسان مربوطه را را کمک و راهنمایی کنند تا یرای خود انجمنی تخصصی تاسیس نمایند.

تئوری این پیشنهاد در یک بیان این است که انجمن عکاسان ایران با تفکیک وظایف می تواند خود را از سردرگمی احتمالی رها سازد و به عنوان یک متولی کارآمد در جایگاه شایسته خویش قرار گیرد.

 در این روزهای آغازین سال آرزو میکنم انجمن عکاسان ایران به مکان امنی برای هر عکاس ایرانی تبدیل شود و زخمی که سالها پیش بر پیکره خانه عکاسان نشست از چهره این انجمن دور بماند.

 

 

 

havapeima__mocarlo.jpg 

 

فرمت: دیجیتال medium format

تاریخ عکسبرداری: تابستان 1386

سفارش دهنده: شرکت جامه سرا ( برند: mocarlo)

صفحه 1 از 13
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی